خرید بک لینک

به نام "او"


آمدم بنویسم از شنیده هایم...
و سکوت چشمانش را شنیدم...
آمدم بنویسم از شکست...
و شکستم را سال ها پیش باور کرده بودم...
آمدم بنویسم از بودن در حیات وحش...
و هجوم وحشیانه خاطرات را چشیدم...
آمدم بنویسم از کافه مارکوف....
و لطافت احساس مرا حیران کرد...
آمدم بنویسم از "خودم"...
و چقدر این واژه نا آشناست...


"مسافر"

برچسب: نویسنده: سام هاشمی تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:34

به نام "او"


گاهی تداوم حرفهای تلخ آزارم میدهد،
این نشدنها، نمیشودها، نتوانستنها...
گاهی خودم یادم میآید،
تداومی کهنه از تلخی...
گاهی میگویم باید در دستان باد رها میشد!
گاهی میگویم ای کاش صبر!
گاهی میگویم... آه...
چقدر حرف میزنم در این تداوم تلخ....


"مسافر"

برچسب: نویسنده: سام هاشمی تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:34

به نام "او" به من بگو که صدای سکوتم را میشنوی... شاید این احتمال باشد که تو بدانی یا من... میدانی دلم تنگ شده بود آمدم گشتم و یافتمت... دوباره آن زنگ صدای خاطره ات را که به یکباره دلم را بیقرار

برچسب: نویسنده: سام هاشمی تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:34

به نام "او" من دوست داشتم که بخندد ... رفتم من دوست داشتم که بخندد ... گریستم من دوست داشتم که بخندد، من دوست داشتم که بخندی... من دوست داشتم که بخندید... من دوست داشتم که بخندیم... اما

برچسب: نویسنده: سام هاشمی تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:34

صفحه بندی